محمد كاظم گيلانى
39
حفظ الصحة ناصرى ( فارسى )
يكايك گلهها و انتقادهاى ميرزا كاظم رشتى را در مقدمهء كتابش مىخوانيم . در انتقاد از تودهء مردم : علّت غايى و فائدهء كلّى از علم طبّ و طبابت اوّلا حفظ صحّت است ، نه معالجهء مرض . . . آنچه مشاهده شده و [ به ] علاوه از اساتيد آگاه خبير معمّر ، كه در اين فنّ شريف اطّلاع كامل علما و عملا داشتهاند مسموع شده ، تقريبا يكصد سال است كه در مملكت ايران مراقبت حفظ صحّت از رسومات متروكه است ؛ سهل است از باب قصور همم به معالجهء مرض هم كسى اقدام نمىنمايد ، مگر آنكه آن مرض در مزاج به حدّى مستولى شود كه قريب به ممتنع العلاج گردد ؛ آنوقت به معالجه اقدام مىنمايند . فلهذا يك نفر آدم صحيح المزاج كه مزاجا و عضوا سالم باشد كمتر يافت شود و اغلب در بدايت سنّ و جوانى ، اكثر قوا و افعال خود را عادماند . توضيحا شخصى كه هنوز به سنّ سى سال نرسيده است ، بسى سال است كه اكثر موهاى او از سياهى به سفيدى مبدّل شده و از اسنان به سبب نداشتن دندان يا فساد آن شمارهء سال مىكند . . . در قوهء معده جز سوء هضم و سقوط اشتها حاصلى نه ؛ و در چشم به سبب ضعف قوهء باصره محتاج به كحل و عينك است و در استماع مسموعات ، قوّهء سامعه نقصان پذيرفته و در تحصيل قوّهء باه محتاج به سقنقور و مغز عصفور گشته ، و همچنين در ساير قوا و افعال آنها . . . اغلب اشخاص در معرض امراض و ناخوشىهاى مهلك درمىآيند و يا در حالت صحّت ناقص صورى ، دايما اظهار كسالت و ضعف بنيه و وجع عظام و سوء هضم و اشتها مىكنند ؛ سبب آن است كه طريقهء اكل و شرب و مقدار خواب و بيدارى و حركت و سكون و اقسام رياضات و استفراغات ، از قبيل رفتن حمّام و مباشرت نسوان به هيچ وجه بلديّت ندارند ؛ من غير شعور به هر قسم پيش بيايد عمل مىكنند و چنان دانستهاند كه بايد در زمان ناخوشى و مرض به طبيب حاذق رجوع كرد . با اينكه فائدهء طبيب در زمان صحّت است ، كه حدّ هريك از ملزومات و ضروريّات آن را از هر مقوله تعيين كند و آن شخص هم از قرار تشخيص و تعيين طبيب و دستورالعمل آن عمل كند و تخلّف نورزد . . . سبحان اللّه ! متحيّرم كه عموم خلق از عالم و جاهل باب اين مسأله را منسدّ نمودهاند و خود را هرآن در معرض هلاكت مهلكه درمىآورند .